تبلیغات
lkramin - نماینده امام در ایران
 
lkramin
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : رامین
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

نماینده امام در ایران


گیو که صبح زود به را ه افتاده بود هنگام ظهر به خانه سلیمان بن صرد خزائی رسید و سلیمان از دیدن پسر رستم فرخزاد ابراز شادمانی کرد وقتی که گیو به سلیمان گفت که اکنون زمان قیام فرا رسیده است .سلیمان پرسید که آیا برای قیام آماده هستید ؟ گیو گفت با اینکه (عروه بن نعیم بن مقرن ) حاکم ری مردی است سرسخت ودر حال حاضر یک قشون دارد ما برای قیام آماده هستیم برای اینکه حسین بن علی (ع) خود میل دارد که فساد را ازبین ببرد


گیو گفت اینک می خواهم خبری را به اطلاع تو برسانم که از شنیدن آن خیلی تعجب خواهی کرد .


میزبان پرسید که آن خبر چیست ؟ پاسخ داد که نماینده حسین (ع) در اینجا است وی بسیار تعجب کرد وسراق وی را از گیو جویا شد که گیودر پا سخ گفت در همین نزدیکی یعنی در سلوجی میباشد واو به ری آمده ودر آنجا با ما مذاکره کرد و من بهتر دانستم که اورا به اینجا بیاورم تا اینکه طرافداران حسین (ع) بیشتر برای قیام تشویق و آماده شوند . ونیز گفت مادر جمعی که در باغ بهار در ری منعقد شدیم تصمیم گرفتیم که نماینده حسین (ع) را


اینجا بیاوریم تا اینکه به طرافداران حسین (ع) بگوید که باید به پا خیزند و اگر اودر اینجا نباشد و با طرافداران حسین (ع) صحبت نکند مردم به شوق نمی ایند و خیلی فرق است بین آنچه وی به طرافداران حسین بگوید و آنچه من می توانم بگویم سلیمان گفت پس اورا به کوفه نیاور چون در سلوجی بهتر می توان از وی حفاظت کرد و عده ای از هواخاهان حسین (ع)را ما مور محافظت اوکن گیو پرسید چه کسانی را مامور محافظت او کنم .


سلیمان گفت با اینکه من عرب هستم و تعصب دارم بتو می گویم که اگر محافظان اورا از بین ایرانیان انتخاب کنی بهتر از آن است که ازبین اعراب انتخاب نمائی ولو بدانی که طرفدار حسین میباشند . گیو با تعجب پرسید که مگر شما به اعراب اعتماد ندارید ؟ وی ابراز کرد که اعتماد من به ایرانیان که طرافدار حسین (ع) هستند اعتماد بیشتری دارم گیو گفت که کدام را برای حفاظت انتخاب کنیم ؟سلیمان اظهار کرد (سوار بن همدانی ) و عمر بن جندکی و جبلد بن شیبانی افراد مورد اعتماد هستند و هریک از اینها عده ای ازایرانیان را می شناسند و بدون درنگ به آنها مراجعه و هر قدر شتاب کنی بهتر است و اگر نعمان بن بشیر ببیند که عده ای از مردان فداکار محافظ نماینده امام حسین (ع) هستند جرئت نمی کنند اورا دستگیر نماید. این سوال بذهن میرسد که بزرگان ایران که خواهان بردن حسین به آن کشور بودن چرا درصدد برآمدند با طرافداران حسین (ع) در بین النهرین همدست شوند و آنها را وادار به قیام کنند وآیا ممکن نبود که بدون مراجعه به طرفداران حسین (ع) در بین النهرین امام خود را به ایران ببرند . بارتولومو که کتابهای خود را به زبان آلمانی نوشته می گوید همدست شدن بزرگان مازندران وگیلان با طرفداران حسین در بین النهرین بدو دلیل سیاسی و جغرافیا ضروری بود . دلیل سیاسی این که هنوز بین النهرین که در دوره سلطنت اشکانیان و ساسا نیان مرکز ایران بود مرکز ایران بشمار می آمد و بزرگان شمال ایران نا چار بودن که طرفداران حسین (ع) را در بین النهرین با خویش همدست کنند تا اینکه بتوانند نشان بدهند که همه ایرانیان خواهان حسین هستند . اما دلیل جغرافیائی آن اقدام این بود که حسین (ع) برای رفتن به ایران بایستی از بین النهرین عبور کند و طرفداران او ناگزیر بودند که بین النهرین را آماده برای پذیرفتن حسین نمایند .


هنگامی که نماینده امام حسین در سلوجی بود امام در مکه بسر می برد وبرای اینکه بتواند به ایران مسافرت کند راهی غیراز بین النهرین نداشت آنهم مشروط بر این که از راه بیابان میرفت نه از جاده های کاروان رو چون اگر از جاده های کاروان رو میگذاشت عمال یزید از عبورش ممانعت میکردند . در جنوب عربستان در کشور قدیم (سبا ) که در دوره ساسانیان باسم ها ماوران خوانده میشد وامروز موسوم به (یمن ) است عده ای از طرفداران حسین زندگی میکرد ند وحسین برای مسافرت به ایران ممکن بود که از راه دریا به یمن برود اما پس از رسیدن به یمن مجبور بود که از راه مصر عازم ایران شود ودر آنجا والی اموی اورا دستگیر می نمود. از راه شمال یعنی از راه سوریه هم نمی توانست عازم ایران گردد چون سوریه (شام ) مرکز خلافت یزید محسوب می شود لذا فقط راه بین النهرین باقی می ماند وحسین (ع) برا ی مسافرت به ایران بایستی از آن راه استفاده نماید. در بین النهرین هم حکام اموی بودند اما امام حسین (ع) در بین النهرین طرفداران زیادی داشت در صورتی که در جاهای دیگر (غیرازیمن ) فاقدطرفدار بود وهرجا که میرفت از عبورش ممانعت می کردند .


بارتولومو شرق شناس نیمه اول قرن بیستم میلادی که نام ایتالیائی دارد ولی بیشتر اثار خود را بزبا ن آلمانی نوشته است میگوید در هفدهم ماه رجب سال شصتم هجری عده ای از زعمای هواخاهان حسین در سلوجیی در خانه نماینده امام خود اجتماع کردند ونماینده امام بر زبان فارسی نطقی ایراد کرد که مضمون آن ازاین قراربود.


بعد از مرگ امام حسین (ع) امام ما حسین مدت ده سال شکیبائی را پیشه کرد ودر آن مدت به کار زراعت مشغول بود و همان طور که امام حسن (ع) در کارهای عمومی دخالت نمی نمودن امام حسین (ع) نیز از دخالت درکارهای عمومی خوداری میکردند . معاویه برای بیعت گرفتن جهت پسرش یزید به امام حسین (ع) مراجعت کرد واو بایزید بیعت ننمودتا اینکه وی زندگی را بدرود گفت و یزید جانشین او شد . از روزی که این مرد دردمشق به جای پدرش نشست فسق و فجور در دستگاه خلافت علنی شده و طوری متظاهر به فسق است که حتی کسانی که در دستگاه خلافت کار میکنند ونان خور یزید هستند به او اقتدا نمی نمایند که نماز بخوانند وطوری اداره امور مسلمین فاسد گردیده که گرفتن رشوه از طرف حکام و قضات علنی گردیده است وقتی امام علی (ع) متصدی بیت المال بود امام حسین (ع) یک کوزه عسل از بیت المال بوام گرفت که از میهمانان خود پذیرائی کند وامام علی (ع) به ایشان پرخاش کرد و گفت تونمی توانی نزد میهمان خود بمناسبت نداشتن وسیله پذیرائی شرمسار نشوی و کوزه عسل را از بیت المال بردی تا از آنها پذیرائی کنی ولی فکر نکردی که من جواب خدا را چه بدهم وچگونه نزد اوشرمسار نشوم که عسل بیت المال راپسرم صرف پذیرائی میهمان خودکرده . امام علی (ع) مستمری تمام کسانی را که جوان بودن و می توانستند کار کنند ودر دوره خلیفه سوم برای آنها مستمری وضع شده بود قطع کرد و فقط مستمری سالخوردگان که قادر به کار کردن نبودن و معلولین جنگ و زن های بیوه وایتام را که شوهر وپدرشان در جنگ کشته شده بود میپرداخت. امروزه درآمد بیت المال فقط صرف پرداخت مستمری کسانی میشود که میتوانند وسائل فسق وفجور یزید را فراهم سازند و زن های بیوه ویتیمانی که شوهر وپدرشان در جنگ کشته شده اند در بلاد اسلام تکدی میکنند و هیچکس در فکر تامین زندگی آنها نیست احترام خانواده ای نبوت ازبین رفته واگر که امام حسین (ع) عزیزترین نوه رسو ل الله بود یک روز بدون عده ای از مردان بنی هاشم از مکه خارج شود به دست گماشتگان یزید به قتل میرسدو حسین درمکه در خانه خود مثل این است که در یک دژجنگی زندگی میکند برای اینکه نمی خواهد با یزید بیعت کند وبربطلان خلافت او. و ظلم وی صحه بگذارد این است که امام حسین (ع) که از یک طرف زندگی را بر خود تنگ می بیند واز طرف دیگر مشاهده میکند که حکومت ظلم وفسادعنقریب اسلام را از بین خواهدبرد تصمیم گرفته است گوشه گیری را ترک نماید وبر پا خیزد وبرای نجات اسلام ازظلم وفساد اقدام کند وآیا شما که امروز در این جا حضور یافتید حاضرید که با امام حسینم (ع) برای نجات اسلا م کمک کنید ؟





نوع مطلب : ...، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 12 بهمن 1384
نیما
پنجشنبه 16 شهریور 1396 06:34 ق.ظ
magnificent issues altogether, you just won a emblem new reader.
What might you suggest about your publish that you simply made a few days
ago? Any sure?
شنبه 30 اردیبهشت 1396 01:10 ب.ظ
Hi! Do you know if they make any plugins to assist with SEO?
I'm trying to get my blog to rank for some targeted keywords but I'm not seeing very good success.
If you know of any please share. Many thanks!
چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396 05:46 ب.ظ
I all the time used to study article in news papers
but now as I am a user of internet thus from now I am using net for posts, thanks to web.
شنبه 2 اردیبهشت 1396 06:52 ب.ظ
Can I simply say what a comfort to find someone who really knows what they are discussing on the internet.

You certainly realize how to bring a problem to light and make
it important. More and more people really need to look at this
and understand this side of your story. It's surprising you aren't more popular since you certainly possess the gift.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر