تبلیغات
lkramin - جک
 
lkramin
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : رامین
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

ترکه زنگ میزنه فلسطین میگه : الو اونجا فلسطینه ؟

میگن : بله

ترکه میگه : پس غلط میکنین میگین فلسطین اشغاله !

اون دنیا به ترکه میگن چه جوری مردی ؟ میگه داشتم شیر می خوردم .

بهش میگن دیوونه آخه آدم با شیر خوردن که نمی میره

میگه آخه لامَسب گاوه یه هو نشست

یه جوجه تیغی یه کیوی میبینه ، میگه : سلام داداش ، کی از سربازی برگشتی ؟

به ترکه میگن امام رضا (ع) چطور شهید شد ؟ میگه تو حرمش بمب کار گذاشتن

ترکه میره چین و برمیگرده و هی جلوی این و اون پز میده که آره رفتیم فلان جا این کار رو کردیم ، اون کار رو کردیم . یکی ازش میپرسه اگه راست میگی اسم یکی از خیابون های اونجا رو بگو . میگه خیابان شهید بروس لی

ترکه به پسرش وصیت میکنه وقتی به رحمت خدا رفتم یک میلیون خرجم کنید . ترکه میمیره و پسرش براش میره یک میلیون خر جمع میکنه

اصفهانیه دم مرگ بوده و داشته نفسهای آخر رو می کشیده  و همه اعضای خانواده رو سرش بودند .

به زنش میگه عباس کجاست ؟ عباس میگه من اینجام . میگه فاطمه کجاست ؟ فاطمه میگه من اینجام .

میگه پرویز کجاست ؟ پرویز میگه من اینجام . میگه خدا لعنتتون کنه ، همتون اینجایین و بخاری اون اطاق رو روشن گذاشتین ؟

به ترکه میگن اگه تو دریا کوسه دنبالت کنه چی کار میکنی ؟ میگه میرم بالای درخت . میگن آخه تو دریا درخت پیدا نمیشه . با عصبانیت میگه چی کار کنم ؟ مجبورم . میفهمی ؟

حضرت یوسف میگفته از من خوشکل تر تو دنیا نیست و شیطان میگفته چرا هست ولی از من بد شکل تر تو دنیا نیست و حضرت یوسف میگفته که چرا هست ... خلاصه کار به جاهای باریک میکشه و مجبور میشن برای قضاوت نزد خداوند بروند . خداوند به حضرت یوسف میفرماید از تو زیباتر در عالم وجود ندارد و حضرت یوسف خوشحال برمیگردد و منتظر شیطان میماند . بعد از چند لحظه شیطان با قیافه ای گرفته و ناراحت بیرون میاد و به حضرت یوسف میگه : جون مادرت بگو این کاندولیزا رایس کیه ؟

مامانه داشته برای بچه اش لالایی میگفته بعد از نیم ساعت بچه به مادرش میگه : مامان میشه خفه شی بذار بخوابیم

یه خانوم 60 ساله سکته میکنه و میبرنش بیمارستان . تو حالت بیهوشی عزراییل میاد به خوابش . از عزراییل میپرسه : من چند سال دیگه زنده ام ؟ میگه شما 38 سال و 7 ماه و 19 روز دیگه زنده اید

حالش که خوب میشه از خوشحالی تو همون بیمارستان دوباره خودشو برای عمل های زیبایی بستری میکنه

چند تا جراح معروف میان و چند تا جراحی پلاستیک و زیبایی روش انجام میدن . حتی موهاش رو رنگ میکنه ، ناخن هاش رو درست میکنه و لباس های مد روز میپوشه . از بیمارستان میاد بیرون و 3 روز بعد با ماشین تصادف میکنه و در جا میمیره . اون دنیا به عزراییل میگه مگه تو به من نگفتی چند سال دیگه زنده ام ؟ عزراییل میگه نکنه شما همون پیرزن 60 ساله هستید !؟ آخ ببخشید به خدا نشناختمت جــیــگــر !!!





نوع مطلب : خنده بازار، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 19 خرداد 1385
نیما
سه شنبه 10 مرداد 1396 08:24 ق.ظ
It's going to be end of mine day, however before ending I am reading this
fantastic post to improve my knowledge.
چهارشنبه 30 فروردین 1396 10:12 ق.ظ
Just want to say your article is as astonishing.

The clarity in your post is simply excellent and i could assume you are an expert on this subject.
Fine with your permission allow me to grab your feed to keep
updated with forthcoming post. Thanks a million and please continue the rewarding work.
یکشنبه 20 فروردین 1396 07:58 ب.ظ
Thank you, I have just been looking for information approximately this subject for ages and yours is the best I have
found out so far. But, what about the conclusion?
Are you positive in regards to the source?
جمعه 18 فروردین 1396 06:17 ب.ظ
Thanks for some other fantastic article. The place else may anyone get that kind of info in such an ideal way of writing?
I have a presentation next week, and I'm on the look for such
information.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر